عز الدين حسينى زنجانى
37
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
مِنَ اللّهِ وَ إن كانَتِ الرَّعيَّةُ في أنفُسِها ظالِمَةً مُسِيئَةً « 1 » ؛ خداى متعال فرمود : بدون ترديد هر رعيّتى كه در اسلام معتقد به ولايت امام جورى كه از سوى خدا تعيين نشده است باشد ، عذاب مىدهم هر چند در عمل نيكوكار و پرهيزكار باشد ، و نيز بىترديد هر رعيّتى كه در اسلام به ولايت امام عادل و منصوب از طرف خدا پايبند باشد ، مىآمرزم هر چند در عمل ستمگر و بدكردار باشد . اين روايت از احاديث قدسى و مضمون آن با روايت قبلى يكى است ؛ هر دو امام معصوم عليهما السلام بر لزوم اطاعت از امام عادلِ منصوب از سوى خدا تأكيد مىكنند و پيروى از امام جور و رهبرى كه از سوى خدا تعيين نشده ، موجب بطلان اعمال و عبادات مىشمرند ، در غير اين صورت استكبار و عناد باطنى ، موجب تحريم طيّبات - هر چند در عالم واقع و نفس الامر - خواهد بود . قرآن كريم در اين زمينه مىفرمايد : « فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيراً » « 2 » ؛ پس به سبب ظلمى كه يهود [ در جلوگيرى از راه خدا و فرزند خدا دانستن عزير ] مرتكب شدند ، و هم به اين خاطر كه بسيارى از مردم را از راه خدا منع نمودند ، مانعمتهاى پاكيزه خود را كه برآنان حلال بود ، حرام كرديم . مفادّ آيهء فوق ، اشاره به آيهء زير است : « وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِى ظُفْرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إلّاما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ ما اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذ لِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ إنّا لَصادِقُونَ » « 3 » ؛
--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 376 ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 160 ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 146